شاهچراغ نگين سبز شيراز
دست منو دامن تو يااحمدبن موسي ع
قالب وبلاگ
لینک های مفید

حضرت سيد امير احمد(علیه السلام) ملقب به شاهچراغ و سيدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسي كاظم(علیه السلام) است.

در فضیلت احمد بن موسی(علیهما السلام) سخن بسیار است. به طور کلی از آنچه نسب شناسان، علمای رجال، محدثان، محققان، مورخان،‌ مولفان و نویسندگان در خصوص احمد بن موسی(علیهما السلام)  و فضایل وی نوشته اند،‌ بر می آید که او کریم، شجاع، فاضل،‌ صالح، پرهیزگار، صاحب ثروت و منزلت، بزرگوار و با عزت بوده و نزد پدرش منزلتی خاص داشته است. شب ها تا صبح به عبادت مشغول بود، با قلم خود، ‌قرآن بسیار نوشت و شخصی موثق و راوی احادیث زیادی از نیای خود بود.

شیخ مفید علیه الرحمه در کتاب خود بنام ((ارشاد)) در شرح حال حضرتش می فرماید:

حضرت احمد بن موسی(علیهما السلام)  جلیل القدر،‌ کریم و پرهیزگار بود و حضرت موسی بن جعفر(علیهما السلام)  او را دوست و مقدم می داشت و مزرعه خود که معروف بود به «بسیره»، به او بخشید و گویند حضرت احمد بن موسی رضی الله عنه هزار بنده خرید و در راه خدا آزاد نمود. حسن بن محمد بن یحیی برای من حدیث کرد از جدش که گفت: شنیدم از اسماعیل فرزند حضرت موسی بن جعفر(علیهما السلام)  که می گفت: پدرم با فرزندان خود از شهر مدینه بسوی برخی از اموال خود بیرون رفت و با احمد بن موسی(علیهما السلام) بیست مرد از خدمتگزاران و خادمین پدرم همراه بودند و چنان مراسم احترام و ادب نسبت به آنجناب بجای می آوردند که هرگاه احمد بن موسی(علیهما السلام) می نشست آن بیست تن می نشستند و چون برمی خاست بپا می ایستادند. در چنین شرایطی پدرم احمد را قلباً چنان دوست می داشت و باطناً به وی مهر می ورزید که چون احمد از پدر غافل می گردید پدرم مخفیانه با گوشه چشم بر او نگاههای گرم و محبت آمیز می نمود و چشم از وی برنمی داشت و ما متفرق نمی شدیم تا اینکه احمد از جمع ما خارج نمی گشت.

محمد کشی در کتاب خود، احمد بن موسی(علیهما السلام) را یکی از فضلای عصر خود نام می برد و او را از محدثانی می شمارد که احادیث زیادی از پدر و اجداد بزرگوارش نقل کرده و می نویسد که: احمد بن موسی(علیهما السلام) به دست مبارک خویش، قرآن کریم را نوشته است.

سید محسن امین، در اعیان الشیعه به نقل از محمد بن هارون موسی نیشابوری(محدث نیشابوری) در کتاب لُبّ الانساب، ضمن شرح فضایل احمد بن موسی(علیهما السلام) می نویسد:

... و گفته می شود که احمد بن موسی(علیهما السلام) سه هزار بنده داشت و هزار بنده را آزاد کرد و هزار قرآن با دست مبارکش نوشت و او با عزت و بزرگوار و دارای منزلتی بزرگ بود. و احادیث بسیاری از پدر و اجدادش حکایت کرده است.

 منبع سایت رسمی شاهچراغ

 


موضوعات مرتبط: اشعار در مورد آقا احمد ابن موسی ع
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:13 ] [ العبد محمدعلی ]

من خادم درگاه تو هستم آقا                        تب دار و گرفتار شکستم آقا

چون خارو خسی اسیر گرداب گناه       ای کاش دهی دست به دستم آقا

****

آقا زشمیم مرقدت سرمستم             من ریزه خور و حقیر خوانت هستم

پا بوس تو اینجا به امید آمده ام                  آقا چه شود اگر بگیری دستم

سروده غلامعلی خوشبخت

 


موضوعات مرتبط: اشعار در مورد آقا احمد ابن موسی ع
[ دوشنبه سوم آذر 1393 ] [ 23:31 ] [ العبد محمدعلی ]

معنای توسل کردن

توسل از موضوعاتی است که در آیات و روایات اسلامی مورد توجه و سفارش قرار گرفته است و در میان مسلمانان به ویژه شیعیان جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد، در این نوشتار توسل از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار می گیرد:

«توسل» از ماده «وسل» به معنی تقرّب جستن و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‌شود؛ می‌باشد و توسل شامل شفاعت نیز می‌شود. «شفاعت» از ماده «شفع» به معنی ضمیمه کردن چیزی به همانند او است (قاموس قرآن) و در مفهوم قرآنی، شخص گناهکار به خاطر پاره‌ای از جنبه‌های مثبت (مانند: ایمان، عمل صالح و…) شباهتی با اولیاء الله پیدا می‌کند و آنها با کمک‌های خود او را به سوی کمال سوق می‌دهند و از پیشگاه خداوند تقاضای عفو می‌کنند به عبارت دیگر می‌توان گفت: قرار گرفتن موجود قویتر و برتر در کنار موجود ضعیفتر و کمک نمودن به او در راه پیمودن مراتب کمال است. (تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج ۱، ص ۲۲۳)

غیر از شفاعت حتی سوگند دادنِ خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان، که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان می باشد، نیز جزء مفهوم توسل است.

توسل هرگز به این معنا نیست که چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه با سوگند دادن خداوند به مقام پیامبران و اولیا، آنان را واسطه و شفیعی برای برآورده شدن دعا از سوی خداوند قرار می دهند.

قرآن می فرماید توسل جستن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و یا امام (علیه السلام) و شفیع قرار دادن پیامبر به درگاه خدا و وساطت او برای گنهکاران، مۆثر است و موجب پذیرش توبه و رحمت الهی است.

آیه‌ای که به مسئله «توسل» اشاره دارد؛ آیه ۳۵ سوره مائده است که خداوند می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله‌ای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

اگر نماز و روزه و کلیّه فرایض الهی وسیله ای برای رسیدن به قرب الهی است، دعای انبیا و اولیایِ پاک خدا نیز به حکم آیات قرآن وسیله است و توجه به این وسایل، عین توجه به آفریننده وسیله است

 

وسیله در آیه فوق، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می‌شود؛ شامل می‌گردد.

همانطورکه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: بهترین چیزی که به وسیله آن می‌توان به خدا نزدیک شد؛ ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه او، نماز، زکات، روزه، حج، صله رحم، انفاق … می‌باشد. (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰)

و از آیات دیگر نیز استفاده می‌شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خداوند و درخواست حاجت از خداوند به خاطر آن وسیله، به هیچ وجه ممنوع نیست همانطور که حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند برای عمویش، طلب استغفار کرد، قرآن می‌فرماید: و استغفار ابراهیم برای پدرش (عمویش آزر) فقط به خاطر وعده‌هایی بود که به او داده بود (تا وی را به سوی ایمان جذب کند) امّا هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، چرا که ابراهیم مهربان و بردبار است». (توبه، ۱۱۴) یا در سوره یوسف آیه ۹۷، زمانی که گناهان برادران یوسف آشکار شد، آنها به پدرشان گفتند: ای پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم.

این آیات نشان می‌دهد که انسان‌های صالح را می‌توان وسیله برای استغفار و طلب حاجت از خداوند قرار داد. این توسل در حقیقت توجه به خداست نه غیر خدا. (البته وسیله، معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار شود، شامل گردد.)

توسل هرگز به این معنا نیست که چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه با سوگند دادن خداوند به مقام پیامبران و اولیا، آنان را واسطه و شفیعی برای برآورده شدن دعا از سوی خداوند قرار می دهند

 

از تمامی آیات ذکر شده استفاده می شود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او، هیچ مانعی ندارد و منافات با توحید هم ندارد، در میان مسلمانان رایج است به هنگام توسل به ارواح مقدّسه و روح مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله) از او می خواهند که از خداوند بخواهد گناه او را ببخشد و حاجت دنیوی و یا اخروی او را برآورده کند.

متوسلان با معرفت، برای این اسباب، نه اصالتی قائل اند و نه استقلالی، بلکه آنان را وسیله ای می دانند که خدای سبب ساز آنها را مجاری فیض و طریق وصول رحمت خود قرار داده و خود نیز مۆمنان را بر توسل بر چنین اسبابی امر نموده است.

[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 13:8 ] [ العبد محمدعلی ]

روایات

عن الامام الصادق (ع) : المومن اعظم حرمه من الکعبه.

از امام صادق (ع): حرمت مومن از کعبه بیشتر است.

روی ان رسول الله نظر الی الکعبه فقال : مرحبا بالبیت ! ما اعظمک و اعظم  حرمتک علی الله، و الله للمومن اعظم حرمه منک لان الله حرم منک واحده و من المومن ثلاثه : ما له و دمه، و ان یظن به ظن السوء .

روایت شده که پیامبر  خدا (ص) به کعبه نگاه کرد و فرمود: آفرین به تو خانه ، چقدر نزد خدا ارجمند و محترمی؟! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام کرد و از مومن سه چیز را : مالش را ، خونش را و گمان بد بردن به او را

*سیر کردن مؤمن

(عن محمد بن جعفر ، عن ابیه عن ابی عبدالله جعفربن محمد صادق (ع) قال : من اشبع جوعه مومن وضع الله له مائده فی الجنه یصدر عنها الثقلان جمیعاً)

محمدبن جعفر از پدرش نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمود : کسی که مومن گرسنه ای را سیر کند، خداوند برای او سفره ای در بهشت می گسترد که تمام انس و جن از آن سفره سیر برمی خیزند.

*برطرف کردن غم و اندوه مؤمن

*(عن الامام رضا (ع) : من فرج عن مومن کربه من کرب الدنیا فرج الله عنه کربه من کرب الاخره.)

از امام رضا (ع) : هر که غمی از غم های دنیا را از دل مومنی برطرف سازد ، خداوند غمی از غم های آخرت را از دلش بزداید .

*(عن رسول الله (ص) : من نفس عن اخیه المومن کربه من کرب الدنیا ، نفس الله عنه سبعین کربه من کرب الاخره

از رسول خدا (ص) : هر که اندوهی از اندوه های دنیا را از برادر مومن خود بزداید ، خداوند هفتاد اندوه از اندوه های آخرت را از او بزداید .

*(عن امام رضا (ع) : من فرج عن مومن فرج الله عن قلبه یوم القیامه)

از امام رضا (ع) : هر که گره از کار مومنی بگشاید ، خداوند در روز قیامت گره غم از دل او بگشاید .

*مِسمَع کِردین روایت کرده است از امام صادق (ع) شنیدم می فرمود : کسی که غم و غصه را از دل مومنی بردارد ، خداوند او را با دلی آرام از قبر برانگیزد .

*روا کردن حاجت مؤمن

(عن الامام صادق (ع) : قضاء حاجه المومن خیر من عتق الف رقبه و فی خبر خیر من عشرین حجه.)

از امام صادق (ع) : روا ساختن حاجت مومن از آزاد کردن هزار بنده در راه خدا بهتر است و در خبری است که بهتر از بیست حج است .

(عن الامام الصادق (ع) : ما قضی مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله علی ثوابک و لا ارضی لک بدون الجنه .)

از امام صادق (ع) : هر مسلمانی که حاجت مسلمانی را روا کند ، خدای تبارک و تعالی به او خطاب کند که : ثواب تو به عهده من است و به غیر بهشت برایت راضی نباشم .

*قرض دادن به مؤمن

*(عن جابر عن ابی عبدالله (ع) قال : قال رسول الله (ص) : من اقرض مومنا قرضا ینظر به میسوره کان ماله فی زکاه و کان هو فی صلاه من الملائکه حتی یودیه الیه.)

جابر از امام صادق (ع) روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمود : کسی که به مومنی قرض بدهد و صبر کند تا وضع مالیش خوب شود ، آن مال پاک خواهد ماند و فرشتگان بر قرض دهنده درود می فرستند تا زمانی که قرض گیرنده قرض خود را ادا کند .

*(عن هیثم الصیرفی و غیره .عن ابی عبدالله (ع) قال : القرض الواحد بثمانیه عشر  و ان مات احتسب بها من الزکاه .

هیثم صیرفی و غیر او روایت کرده اند که امام صادق (ع) فرمود : ثواب قرض هجده برابر است . و چنان چه قرض گیرنده بمیرد ، آن مال جزء زکات حساب می شود .

*دعا در حق برادر مؤمن

*(عن الامام الباقر (ع) : اوشک دعوه و اسرع اجابه دعاء المرء لاخیه بظهر الغیب)

ازامام باقر(ع) :دعایی که بیشتر امید استجابت می رود زودتر به اجابت رسد دعا برای برادر مومن است در پشت سر او

*(عن الامام الصادق (ع) : کانت فاطمه (س) اذا دعت تدعوا للمومنین و المومنات و لا تدعوا لنفسها ، فقیل لها ، فقالت : الجار ثم الدار .

از امام صادق (ع) : حضرت فاطمه (س) هر گاه دعا می کرد ، برای مردان و زنان مومن دعا می کرد و برای خودش دعا نمی کرد . در این باره از آن حضرت سوال شد ، فرمود : اول همسایه بعد خانه .

*کیفر کسی که مؤمن را خوار کند

*(قال رسول الله (ص) : من اذل مومنا او حقره لفقره و قله زاده شهره الله علی جسر جهنم یوم القیامه

رسول خدا (ص) فرمودند : هر که مومنی را خوار کند یا به خاطر فقر و تنگدستی اش تحقیر نماید ، خدا در روز قیامت بر سر پل جهنم به زشتی و رسوایی آشکارش می نماید .

*(عن المعلی بن خنس قال : سمعت ابا عبدالله (ع) یقول ک قال الله عزوجل : لیاذن بحرب منی من اذل عبدی المومن ، ولیامن من غضبی من اکرم عبدی المومن )

معلی بن خنیس ، از امام صادق (ع) روایت می کند که خداوند فرموده است : کسی که بنده مومن مرا خوار سازد (و یا  به چشم حقارت به او بنگرد) خود را آماده مبارزه با من کرده است (ویا به من اعلان جنگ داده است) و اگر کسی بنده مومن مرا گرامی و عزیز بدارد از خشم من در امام خواهد بود .

*عاقبت تحقیر مؤمن

عن ابی عبداله (ع) قال من حقر مومنا مسکینا او غیر مسکین لم یزل الله عزوجل حاقرا له ماقتا حتی یرجع عن محقرته ایاه؛

امام صادق (ع) فرمودند: کسی که مومنی را تحقیر نماید، خواه مسکین باشد یا غیرمسکین، این عمل پیوسته مورد تحقیر و دشمنی باریتعالی خواهد بود تا از روش نادرست خود برگردد و او را با دیده یک مسلمان مورد احترام بنگرد.

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 14:50 ] [ العبد محمدعلی ]

 

[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 16:25 ] [ العبد محمدعلی ]
پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله :

إنَّ أَوْلَى النّاسِ بِاللّه‏ِ وَبِرَسولِهِ مَنْ بَدا بِالسَّلامِ؛(۱)

نزديك‏ترين مردم به خدا و رسول او كسى است كه آغازگر سلام باشد.


۱ بحارالأنوار، ج ۷۶، ص ۱۲، ح ۵۰ .


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 16:13 ] [ العبد محمدعلی ]

شب ها دلم کبوتر شب گرد می شود

این سرخ عاشقی زغمش زرد می شود

پر می کشد ز سینه ی اندوهگین من

از بس هوای ابری دل سرد می شود

آهسته می رود به سر بام گنبدش

گرم از حضور آبی آن مرد می شود

گنبد تمام هستی این شهر این دل است

آن دم که شهر یکسره پر درد می شود

یک شهر و چند گنبد و یک کشور آرزوست

شیراز که با جنت هماورد می شود

احمد امیر شاهچراغ است شاه شهر

هر آنچه لطف بر سرم آورد می شود

دل های ما قنوت بر او نیز می برند

آقا طبیب حاجت هر فرد می شود

رحمان تو بندگی کنی ار شاه شهر را

شه بال آن کبوتر شب گرد می شود

اینجا ضریح مشهد دیگر ضمانّتِ 

آهوی دل طوافش اگر کرد می شود

شاعر:رحمان زارع

شیراز سوم اسفند1391

[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ] [ 22:52 ] [ العبد محمدعلی ]

بسمه تعالی

گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم: «کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می‌داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند.»

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

الاقل محمد تقی البهجة

[ شنبه دوم شهریور 1392 ] [ 9:31 ] [ العبد محمدعلی ]

قرآن کریم، حتی در همان آیاتی که کیفر و مجازات را برای مجرمان و گناهکاران تشریع می‌کند و مؤمنان را از خطر و زیان آنان برحذر می‌دارد، گذشت و چشم پوشی از خطایشان را نیز به عنوان یک ارزش برتر مطرح می‌سازد.

امام رضا(ع)- درباره آیه «پس با گذشتی نیکو گذشت کن ...» مقصود آیه را، گذشتِ بدون کیفر دادن و نکوهش و سرزنش عنوان می‌کنند۱".

امام علی(ع) همچنین گذشت را زکات پیروزی توصیف کرده‌اند۲".

پیامبر خدا(ص) در پاسخ به این سوال که گذشت کردن چه ثمراتی دارد؟ فرمودند: "بر شما باد به گذشت؛ زیرا که گذشت جز بر عزّت بنده نمی‏‌افزاید. پس از یکدیگر گذشت کنید، تا خداوند شما را عزّت بخشد۳".

ایشان می‌فرمایند: "هر که پُرگذشت باشد، عمرش دراز شود۴".

رسول مکرم اسلام(ص)همچنین تاکید می‌فرمایند: "از لغزش‌های خطاکاران درگذرید، تا بدین‏ سبب خداوند شما را از مقدّرات ناگوار نگه دارد۵" .

آن حضرت نیز فرمودند: "هر کس در زمانی که قدرت (بر انتقام) دارد گذشت کند، خداوند در روز دشواری از او گذشت کند۶".

البته مضامین بخشی از روایات و احادیث معصومین(ع) حاکی از عقوبت افرادی است که شایسته عقوبت هستند لذا امام زین العابدین(ع) در رساله حقوق خود می‌فرماید: "حق کسی که به تو بدی کرده،‌ آن است که از او بگذری، ولی اگر عفو او را مضر دانستی، می‌توانی او را عقوبت کنی۷".

در سخن دیگری امام علی(ع)کسی را که از روی علم و اطّلاع مرتکب جرمی شده، شایسته عفو ندانسته، می‌فرماید: " آن که با بصیرت بر زشتی گناه، آن را مرتکب می‌شود، سزاوار عفو نیست۸".

منابع روایات:

۱- أعلام‌الدین: ۳۰۷ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۸

۲- نهج البلاغة: الحکمة ۲۱۱ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۸

۳- الکافی: ۲ / ۱۰۸ / ۵ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۶

۴- أعلام الدین: ۳۱۵ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۸

۵- تنبیه الخواطر: ۲ / ۱۲۰ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۸

۶- کنز العمّال: ۷۰۰۷ منتخب میزان الحکمة: ۳۸۸

۷- بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۱۹

۸- شرح غررالحکم، ج ۱، ص ۳۹۱


[ شنبه بیست و ششم مرداد 1392 ] [ 19:20 ] [ العبد محمدعلی ]

ذکر یونسیه: لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

1ـ پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله فرمودند:

هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مُرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت، تمام گناهانش آمرزیده شده است .

 

2ـ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند:

آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش  حاصل شود؟

اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا.

آن حضرت فرمود:

دعاى یونس که طعمه ماهى شد: «لا اله الا انت سُبحانَکَ اِنّى کُنتُ مِن الظالمین»

 

3ـ امام صادق علیه السلام فرمودند:

تعجب می‌کنم از کسى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»؛ چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤمنان را نجات مى دهیم .

 

4ـ مرحوم کلینى نقل مى‌کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخورد و عرضه داشت: فدایت شوم! من تا کنون فرزند دار، نشده‌ام، چه کنم؟

حضرت فرمودند:

هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى، آیه «وَذَا النُّونِ إِذ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .

 

[ شنبه نوزدهم مرداد 1392 ] [ 15:51 ] [ العبد محمدعلی ]

 

عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد.
 امام علی بن موسی الرضا المرتضی(ع) در حدیثی گهربار ده خصلت و نشانه کامل بودن عقل را بیان فرموده‌اند. 


امام هشتم حضرت رضا(ع) فرمودند:

عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:

۱ـ از او اميد خير باشد
۲ـ مردم از بدى او در امان باشند
۳ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد
۴ـ خير بسيار خود را اندك شمارد
۵ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود
۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
۷ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد
۸ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد
۹ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد
سپس فرمود: دهمین و چيست دهمین؟ به او گفته شد: چيست؟
فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.


متن حدیث:

لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ.
ثُمَّ قالَ عليه السلام: أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ عليه السلام: لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى».
[ شنبه پنجم مرداد 1392 ] [ 15:16 ] [ العبد محمدعلی ]
بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه ی کارهای نیک شان از کفه ی بدی هاشان سنگین تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام ها و صفت هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده می شوند. بهشت معادل واژه «الجنّه» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است: «جنه المأموی، جنّات المأوی، جنه النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامه، عدن، الفردوس». 


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی ام تیر 1392 ] [ 8:56 ] [ العبد محمدعلی ]
جهنم


حدیث (1) امام على عليه‏السلام :

اِعلَموا اَنَّهُ لَيسَ لِهذَا الجِلدِ الرَّقيقِ صَبرٌ عَلَى النّارِ، فَارحَموا نُفوسَكُم فَإِنَّكُم قَد جَرَّبتُموها فى مَصائِبِ الدُّنيا. أَفَرَأَيتُم جَزَعَ أَحَدِ كُم مِنَ الشَّوكَةِ تُصيبُهُ وَالعَثرَةِ تُدميهِ وَالرَّمضاءِ تُحرِقُهُ؟! فَكَيفَ إِذا كانَ بَينَ طابِقَينِ مِن نارٍ ضَجيعَ حَجَرٍ، وَقَرينَ شَيطانٍ؟
بدانيد كه اين پوست نازك تحمل آتش را ندارد، پس به خودتان رحم كنيد، شما در مصيبت‏هاى دنيا آزمايش كرده‏ايد كه وقتى خارى به بدن يكى از شما مى‏رود و يا به زمين مى‏خورد و خونى مى‏شود و يا شنهاى داغ پايش را مى‏سوزاند چگونه بيتابى مى‏كند؟! پس، چگونه خواهد بود اگر ميان دو لايه از آتش قرار گيرد و هم بسترش سنگ و همدمش شيطان باشد؟!
نهج البلاغه، خطبه‏183
 

ادامه مطلب
[ یکشنبه سی ام تیر 1392 ] [ 8:36 ] [ العبد محمدعلی ]

سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.

سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست ( همه چیز را میداند )

سوره احزاب آیه 32 : ای زنهای پیغمبر چون شما شرافت یافتید به اینکه زن پیغمبر شدید مثل یکی از سایر زنان نیستید پس اگر پرهیزکار و ترسناک از معصیت خدا و فرمانبر دار خدا و رسول او هستید نرمی و نازکی مکنید در گفتار خود با مردان اجنبی که طمع کند در شما آنکه در دلش مرضی از امراض شهوت انگیز و بگوئید گفتاری که پسندیده خدا و رسول است.

سوره احزاب آیه 33 : و قرار گیرید در خانه های خود و اظهار نکنید زینت و پیرایه های خود را مانند اظهار و خودنمائی زنان در زمان جاهلیت.

سوره نور آیه 30 : بگو ای پیغمبر برای مومنین که بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آنها روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام ، این چشم پوشیدن و حفظ عورت کردن پاکیزه تر است برای ایشان از بی باکی البته خدا آگاه است به آنچه میکنند.

سوره نور آیه 31 : و بگو برای زنهای مومنه که آنها هم بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آن روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام و ظاهر نکنند زینتهای خود را مگر آنچه هویدا و ظاهر است از زینت چون لباس ، و باید بیندازد مقنعه های خود را بر گریبانهای خود که گردنشان پوشیده شود و ظاهر نکنند زینتهای دیگر خود را مگر از برای شوهران خود یا پدرها یا پدرشوهرها یا پسران یا پسرشوهران یا برادران یا پسر برادران یا پسر خواهران یا زنان اهل دین خود ، یا کنیزان خود اگرچه هم دین ایشان نباشند یا کسانیکه بی حاجتند به زنان ( چون ابلهان که برای طعمه در پی انسان آیند یا کودکانی ) که ( از امور جنسی ) اطلاع ندارند  و باید نزنند زنان پاهای خود را بر زمین تا اینکه دانسته شود آنچه پنهان میدارند از زینت خود ( مثل خلخال و غیره که چون دستبند در پا میکردند ) و توبه کنید بسوی خدا همه شما ای گروه گروندگان شاید شما رستگار شوید.

[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 13:54 ] [ العبد محمدعلی ]

در اين زندان كه ره بسته است پرواز صدايم را

نمي بينم كسي را جز خودم را و خدايم را

 

سرم را مي گذارم روي زانوهاي لرزانم

يكايك مي شمارم غصه هاي زخمهايم را

 

پريشان حالم و از استخوانم درد مي ريزد

نمي جويم زدست هركس و ناكس دوايم را

 

اگر چه زخم تن دارم كبودي بدن دارم

ولي خرج عبادت مي نمايم لحظه هايم را

 

حضور دانه ي زنجير در راه گلوگاهم

دو چندان مي نمايد بغض سنگين دعايم را

 

نمي گويم چه كردم تازيانه با وجود من

ببين پُر كرده خون پيكرمن بوريايم را

 

اگر بنشسته مي خوانم نمازم را در اين زندان

غل زنجيرها كوبيده كرده ساقي پايم را

علی اکبر لطیفان


 

[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ 9:29 ] [ العبد محمدعلی ]
[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 10:27 ] [ العبد محمدعلی ]

در کلام معصومین علیهم السلام یکسری سفارشات در خصوص رفع تنگی معیشت و فراوانی رزق و روزی شده است که اگر انسانی با عمق ایمان و اعتقاد به آن‌ها عمل کند آثار و برکاتش را در زندگی خود خواهد دید، البته گفتن این ذکرها و عمل به این سفارشات زمانی موثر خواهد شد که انسان زندگی پاکی داشته باشد و حلال و حرام برایش مهم باشد یعنی کاری نکند که با دست خودش روزی‌اش کم شود.

1ـ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره این‌که چه ذکرهایی برای رفع تنگی معیشت خوب است، فرمودند:

«هرکه خداوند متعال به او نعمتی ارزانی دارد، باید خداوند متعال را حمد و سپاس گوید و هرکه روزیش به تأخیر افتد از خداوند آمرزش بخواهد

2ـ ایشان همچنین می‌فرمایند:

«کسی که در روزی خود تأخیر و تنگی بیند، باید زیاد تکبیر (الله اکبر) بگوید و کسی که اندوهش زیاد شود، بسیار استغفار کند.»

3ـ همچنین وقتی به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض شد که دوست دارم روزیم زیاد شود؛ ایشان اینگونه پاسخ دادند:

«پیوسته در حال طهارت و پاکیزگی باش، روزیت افزایش می‌یابد.»

4ـ آن حضرت همچنین فرمودند:

«صدقه زیاد بدهید، تا خداوند به شما روزی بدهد.»

پی‌نوشت:

همه‌ی روایات از کتاب منتخب میزان الحکمه، صفحه‌ی 234 انتخاب شده است.

[ شنبه هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:42 ] [ العبد محمدعلی ]

در وصیت پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) آمده است:‌ سه چیز باعث پوشاندن گناهان است؛

آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابند.


«سلام کردن» یکی از سنت‌های اسلامی است که بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 8:19 ] [ العبد محمدعلی ]


همه‌ی ما از بزرگی و فضیلت تسبیحات جضرت زهراء علیها السلام آگاهیم؛ اما متأسفانه گاهی وقت‌ها برای ما (منظورم خودمم!) پیش اومده که نسبت به این عمل بسیار با عظمت، کوتاهی کرده و غفلت می‌کنیم. در ادامه 6 روایت در مورد فضیلت این تسبیحات آوردم تا شاید تلنگری باشه برای توجه بیشتر ما.

از شما تقاضا دارم اگر وقتتان کم است، حداقل به روایت دوم نگاه کنید، فوق العاده است!

 

1ـ از امیرمۆمنان حضرت على علیه السلام روایت شده است که فرمودند:

«فَوَ اللَّهِ ما تَرَکتُهُنَّ مُنْذُ عَلَّمَنِیهِنَّ رَسُولُ اللَّهِ؛

به خدا سوگند! از آن روزى که رسول خدا آن ذکرها را به من یاد داده است، هیچ گاه آن‌ها را ترک نکرده‌ام.»

 شخصى از ایشان پرسید: حتّى در شب‌هاى جنگ صفین هم ترک نکرده‌اى؟!

فرمود:

«نَعَمْ وَلا لَیلَةَ صِفَّینِ؛

آرى! حتى در شبهاى جنگ صفین هم ترک نکرده ام.» [1]

 

2ـ از امام باقر علیه السلام روایت شده است:

«ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَیى ءٍ مِنَ التَّحْمِیدِ اَفْضَلَ مِنْ تَسْبِیحِ فاطِمَةَعلیهاالسلام وَلَوْ کانَ شَیى ءٌ اَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ فاطِمَةَعلیهاالسلام؛

از جهت حمد و ذکر، خدا با چیزى بهتر از تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام عبادت نشده است. اگر عملى بهتر از آن بود، پیامبر خدا آن را به زهرا علیها السلام عطا مى‌کرد.» [2]

 

3ـ در روایت دیگرى از آن حضرت نقل شده است:

«مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فاطِمَةَعلیهاالسلام ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غُفِرَ لَهُ وَهِىَ مِائَةٌ بِالّلِسانِ وَاَلْفٌ فِى الْمِیزانِ وَتَطْرُدُ الشَّیطانَ وَتُرْضِىَ الرَّحْمانَ؛

هر کس تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را بگوید و بعد از آن استغفار نماید، بخشیده مى‌شود. و این ذکر زباناً 100 تا است اما در میزان، 1000 تا به حساب می‌آید. شیطان را دور مى‌کند و خدا را راضى مى‌نماید.» [3]

 

4ـ از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

«مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ فِى دُبُرِ الْفَرِیضَةِ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الْمِائَةَ مَرَّةً وَاَتْبَعَها بِلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مَرَّةً غُفِرَ لَهُ؛

هر کس پس از نماز واجب، با تسبیح فاطمه علیهاالسلام صد بار به تسبیح خدا بپردازد، و به دنبال آن یک بار «لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» بگوید، آمرزیده مى‌شود.» [4]

 

5ـ در حدیث دیگرى از آن حضرت روایت شده است:

«تَسْبِیحُ فاطِمَةَعلیهاالسلام فِى کلِّ یوْمٍ فِى دُبُرِ کلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنْ صَلاةِ اَلْفِ رَکعَةٍ فِى کلِّ یوْمٍ؛

تسبیح فاطمه زهرا هر روز بعد از هر نماز، از هزار رکعت نماز در هر روز، نزد خدا محبوب‌تر است.» [5]

 

6ـ از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

«مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ علیها السلام فِى دُبُرِ الْفَرِیضَةِ قَبْلَ اَنْ یثْنِىَ رِجْلَیهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ؛  

هر کس بعد از نماز واجب، پیش از آنکه پاهاى خود را جفت کند (قبل از به هم خوردن حالت جلوس تشهد و سلام)، تسبیح فاطمه زهراعلیهاالسلام بگوید، خداوند او را مى آمرزد.» [6]

 از این احادیث معلوم مى شود که گفتن تسبیح حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام ارزش فوق العاده اى دارد و بهترین زمان گفتن آن، بعد از نماز واجب، بدون فاصله و پیش از به هم خوردن حالت نماز مى باشد.

 


پی‌نوشت‌ها:

[1]. فاطمه تجلیگاه انوار آفرینش، سید مجتبى برهانى، ج1، ص373 و 374؛ به نقل از احقاق الحق، ج10، ص278.

[2]. وسائل الشیعه، ج4، ابواب تعقیب، باب 9، ص1024، ح1.

[3]. همان، باب8، ص1023، ح3.

[4]. همان، باب7، ص1021، ح3.

[5]. همان، باب 9، ص1024، ح2.

[6]. همان، باب 7، ص1022، ح4.


[ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ] [ 8:12 ] [ العبد محمدعلی ]

[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 11:59 ] [ العبد محمدعلی ]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

یَا عَلِیُّ أَمَانٌ‏ لِأُمَّتِی‏ مِنَ الْهَمِّ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَنْجَى مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْه‏.

علی جان! این سخن باعث ایمنی امت من در هنگام سختی‌هاست:

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَنْجَى مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْه‏.

 

 

منبع این حدیث من لا یحضره الفقیه، ج4، ص371.



موضوعات مرتبط: احادیث ائمه معصومین ع
[ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 7:28 ] [ العبد محمدعلی ]
فضيلت و اثر حديث شريف كساء

به نقل از رسول خدا( صلي الله عليه و آله )
در بـخـش نهايى حديث شريف كساء كه راوى آن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) هستند؛
آمده است كه حضرت على(عليه السلام)، از رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) پرسيدند:
چه اثر و فضيلتى براى اين واقعه از جانب خداوند قرار داده شده است؟ رسول خدا( صلي الله عليه و آله ) در پاسخ فرمودند: «قسم به آن‌كه به حق، مرا به پيامبرى مبعوث كرد، اين حديث در مجلسى از مجالس اهل زمين كه جمعى از دوستان و شيعيان ما در آن باشند، نقل نمى‌شود، مگر اين‌كه از جانب پروردگار عالم بر آن‌ها رحمت نازل مى‌شود و ملائكه برآن جمع احاطه نموده و براى آن‌ها طلب مغفرت مى‌كنند و اگر در بين آن‌ها انـدوهـناك و غمگينى باشد، اندوه و غمش برطرف مى‌شود». امير مؤمنان على(عليه السلام) پس از شنيدن اين آثار و فضايل فرمودند: »به خدا سوگند! ما و شيعيانمان در دنيا و آخرت رستگار شديم و سعادت يافتيم».

موضوعات مرتبط: اذکار، احادیث ائمه معصومین ع
[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ 13:4 ] [ العبد محمدعلی ]

عکسی از:محمد علی

[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 0:3 ] [ العبد محمدعلی ]





طلب آمرزش پيامبر (ص)




  امام صادق سلام الله علیه :  
   
  إنّ رسولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله كانَ لايَقومُ من مَجلِسٍ، وإنْ خَفَّ، حتّى يَستَغْفِرَ اللَّهَ عزّوجلّ خَمْساً وعِشرينَ مَرّةً؛  
   
  پيامبر خدا صلی الله علیه وآله هر گاه از مجلسى برمى‏خاست، اگرچه زمانى كوتاه در آن جا نشسته بود، بيست و پنج مرتبه از خدا آمرزش مى‏طلبيد  
   
  پیامبر اعظم از نگاه قرآن و اهل بیت(ع): ح 207 

 
 
   
                             


موضوعات مرتبط: احادیث ائمه معصومین ع
[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 8:28 ] [ العبد محمدعلی ]

مردى به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت مرا موعظه كن . امام صادق (ع) فرمود :

  • 1. اگر خداوند بزرگ ، متكفل رزق و روزى توست ، پس آنهمه كوشش تو دراين راه براى چيست ؟
  • 2. اگر روزى بين افراد از طرف خدا تقسيم شده ، پس حرص و آز براى چه ؟
  • 3. اگر حساب و كتاب الهى حق است ، پس انباشتن ثروت از هر راه براى چه ؟
  • 4. اگر عوض دادن از ناحيه خدا حق است ، پس بخل براى چه ؟
  • 5. اگر عذاب الهى و دوزخ حق است ، پس گناه براى چه ؟
  • 6. اگر مرگ حق است ، پس عياشى و شادى در راه غير حق براى چه ؟
  • 7. اگر ما را در معرض عدل الهى قرار مى دهند حق است ، پس ‍ مكر و نيرنگ براى چه ؟
  • 8. اگر عبور بر پل صراط حق است ، پس خودخواهى براى چه ؟
  • 9. اگر هر چيزى بر اساس قضا و قدر الهى است ، پس اندازه براى چه ؟
  • 10. اگر دنيا ناپايدار است ، پس دلبستگى و اطمينان به آن براى چه ؟
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 0:16 ] [ العبد محمدعلی ]
در عصر خلاقت ابوبكر، قيصر روم ، سفير خود را براى پاسخ به چند سؤ ال نزد ابوبكر فرستاد، سفيرنزد ابوبكر آمد و چنين سؤ ال كرد:
مردى است كه :1- اميد به بهشت ندارد، و از آتش دوزخ نمى ترسد.
2- و از خدا نمى ترسد.
3- و ركوع و سجده نمى كند.
4-و مردار و خون مى خورد.
5- و فتنه را دوست دارد.
6- و چيزى را كه نديده گواهى بر آن مى دهد.
7- و حق را دشمن دارد و آن را نمى پذيرد.
عمر بن خطّاب كه در آنجا حضور داشت گفت : كار اين مرد جز اين نيست كه با اين امور بر كفر خود مى افزايد.
جريان سؤالات رسول قيصر روم را به على (ع ) خبر دادند، آن حضرت فرمود: آن مردى كه داراى اين صفات است از اولياء خداست :
1و2- او اميد به بهشت ندارد و از آتش دوزخ نمى ترسد، بلكه اميد به خدا دارد و از خدا نمى ترسد، ولى از ظلم خدا نمى ترسد (زيرا خدا ظالم نيست ) بلكه از عدل خدا مى ترسد.
3- در نماز ميت ركوع و سجده بجا نمى آورد.
4-و ملخ و ماهى (كه بدون ذبح حلال هستند) و جگر (كه از خون تشكيل شده ) مى خورد.
5-و مال و فرزندان را دوست دارد كه فتنه (مايه آزمايش ) هستند چنانكه در قرآن (سوره تغابن آيه 15) آمده :انما اولادكم و اموالكم فتنة : همانا فرزندان و اموال شما مايه فتنه (امتحان ) هستند.
6- بهشت و دوزخ را نديده ولى گواهى بر وجود آنها مى دهد.
7- و مرگ را با اينكه حق است دشمن دارد و نمى پذيرد.

[ چهارشنبه بیستم دی 1391 ] [ 12:50 ] [ العبد محمدعلی ]

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ‏ ؛

خدایا منو ببخش بخاطر گناهانی که پرده ی عصمتم را میدرد ...

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ‏؛

خدایا منو ببخش بخاطر گناهانی که عذاب و گرفتاری رو بر من نازل میکنه ...

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ‏؛

خدایا منو ببخش بخاطر گناهانی که باعث شده نعمتت رو بر من تغییر بدی و ازم بگیری ...

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ؛

خدایا منو ببخش بخاطر گناهانی که باعث شده دعاهام مستجاب نشه ...

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَ؛

خدایا منو ببخش بخاطر گناهانی که باعث شده بلا و مصیبت بر من نازل بشه ...

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَذْبْتُهُ وَ کُلَّ خَطِیئَةٍ أَخْطَأْتُهَا؛

خدایا هر گناهی از من سر زده ببخش ... هر خطایی از من سر زده به بزرگی خودت ببخش...

اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِی غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِی سَاتِراً؛

خدایا فقط تو میتونی گناهان منو ببخشی و خطاهامو بپوشونی ... خدایا به من رحم کن ...

اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِی وَ أَفْرَطَ بِی سُوءُ حَالِی؛

خدایا غمی بزرگ در دل دارم و حالی نا خوش ... فقط تو میتونی کمکم کنی خدا...

إِلَهِی وَ رَبِّی مَنْ لِی غَیْرُکَ؛

خدایا جز تو کسی رو ندارم... خدایا فقط تو رو دارم... فقط تو از حال دلم خبر داری ...

مُعْتَذِراً نَادِماً مُنْکَسِراً مُسْتَقِیلاً مُسْتَغْفِراً مُنِیباً؛

خدایا با عذرخواهی و پشیمونی نزد تو اومدم ... شکسته دلم خدا ...پشیمونم خدا ... خدایا منو ببخش ...

یَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی

پروردگارا به ناتوانی من رحم کن ...


موضوعات مرتبط: آیه های قران، اذکار
[ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ 8:10 ] [ العبد محمدعلی ]

 امام موسی کاَظم (ع)

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.


ادامه مطلب
[ جمعه یکم دی 1391 ] [ 0:57 ] [ العبد محمدعلی ]

کتاب : تفسير حكيم جلد یک

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

شيخ صدوق در روايتى مستند از حضرت صادق (ع) روايت ميكند:

روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله نشسته بودند كه جبرئيل به محضرش آمد درحالى كه غمناك و حزين بود و رنگ چهرهاش دگرگون مينمود، پيامبر فرمود: چه شده كه تو را غمناك و غصه دار ميبينم؟

پاسخ داد چرا اين گونه نباشم در حالى كه امروز دمه‏ «1» هاى دوزخ را در دوزخ قرار دادند، پيامبر فرمود: دمههاى دوزخ چيست؟ جبرئيل گفت: خداى تعالى به آتش فرمان داد، پس آن را هزارسال برافروخت تا قرمز شد، سپس به آن فرمان داد و هزارسال آن را برافروخت تا سپيد گشت، آنگاه به آن فرمان داد پس آن را هزارسال برافروخت تا سياه شد و آن سياه و تاريك است. پس اگر حلقه‏اى از زنجير به آتشى كه طولش هفتاد ذراع است بر اهل دنيا قرار دهند، دنيا از حرارتش آب شود، و اگر قطره از زقوم و ضريع دوزخ در آشاميدنى اهل دنيا چكانده شود، اهل دنيا از بوى بد و متعفنش ميميرند ... «2»


موضوعات مرتبط: احادیث ائمه معصومین ع
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ] [ 12:38 ] [ العبد محمدعلی ]



 ائمه علیهم السّلام هر کدام شعار و جمله ای را بر نگین انگشتر خود حک می کردند. نقش نگین انگشتر سیدالشهداء علیه السّلام عبارت بود از «اِنَّ اللهَ بالغُ اَمرِهِ» و به نقلی دو انگشتر داشتند. بر نگین یکی «لا إلهَ إلاّ الله، عُدَّةُ لِلِقاءِ الله» و بر دیگری «اِنَّ اللهَ بالغُ اَمرِهِ» بود.1

هر دو تعبیر، گویای روح شهادت طلب آن حضرت و مقام رضا و تسلیم او به دیدار خدا و پروردگار است. روایت است که در دست امام صادق علیه السّلام انگشتر جدّش حسین بن علی علیه السّلام بود و بر نگین آن نوشته بود: «لا إلهَ إلاّ الله، عُدَّةُ لِلِقاءِ الله»2 و این نیز که توحید، سرمایه لقای الهی است، نشان دهنده روح خداجویی و شهادت طلبی اوست.

نقش نگین دیگر اولیاء خدا بدین شرح می باشد:

نقش نگین حضرت آدم (ع) ((لا اله الا الله ،محمد رسول الله)) بود با خود از بهشت آورده بود.

وحضرت نوح می  فرمایند:سخنی که خدامرا به آن نجات بخشیدسزاوار است که همیشه بامن باشد،پس درانگشتر خود ترجمه ی آن  را به عربی نقش کرده((لا اله الا الله الف مره یا رب اصلحنی)).

خداوند برای حضرت ابراهیم انگشتری فرستاد که درآن شش حرف نقل شده بود:((تا اله الا الله،محمدرسول الله ،لا حول و لا قوه الا بالله ،فوضت امری الی الله ،اسندت ظهری الی الله،حسبی الله ))پس خدا وحی نمود که:انگشتر را در دست کن که آتش را برتوسرد وسلامت می گردانم.

نقش نگین حضرت موسی(ع) دو حرف بود که از تورات بیرون آورده بود: ((اصبر تؤجر،اصدق تنج؛یعنی :صبر کن تا مزد یابی ،راست بگو تانجات یابی))

نقش نگین حضرت سلیمان(ع)این بود: ((سبحان من الجم الجن بکلماته)).

نقش نگین حضرت عیسی(ع) دو حرف بود که از انجیل بیرون آورده بود ((طوبی لعبد ذکر الله من اجله و ویل لعبد نسی الله من اجله ؛یعنی خوشا حال بنده ای که یاد کرده شود خدا به سبب او ،و وای بر بنده ای که خدا فراموش شود از خاطر ها به سبب او))

نقش نگین حضرت رسول(ص) این بود : ((لا اله الا الله، محمد رسول الله ))

نقش نگین امام حسن (ع) : ((العزه لله))

نقش نگین امام حسین (ع): ((ان الله بالغ امره))

و امام علی بن الحسین (ع) انگشتر پدر خود رابه دست می کردند.

امام محمد باقر (ع) نیز انگشتر امام حسین (ع)را در دست می کردند.

نقش انگشتر امام جعفر صادق (ع) : ((الله ولیی و عصمتی من خلقه))بود.

نقش انگشتر امام موسی کاظم  (ع) : ((حسبی الله )) بود.

[ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ] [ 19:27 ] [ العبد محمدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
یا سَیّدی یَا بنَ رَسُولِ اللهِ اَنَا العارِفُ بِحَقِکَ اَتَیتُکَ مُستَجیراً بِذِمَّتِکَ
قاصِداً اِلی حَرَمِکَ مُتَوَسّلاً اِلَی اللهِ تَعالی بِکَ ءَاَدخُلُ یا اللهُ،
ءَاَدخُلُ یا رَسُولَ اللهِ ، ءَاَدخُلُ یا اَمیرَ المُؤمِنینَ ءَاَدخُلُ یا فاطِمَهُ الزَّهرا ءسَیّدَهَ نِساء العالَمینَ
ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیّ ٍ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حُسَینَ بنَ عَلِیّ،
ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ الحُسینِ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیّ،
ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُوسَی بنَ جَعفَرٍ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ مُوسَی الرِضّا ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیّ ٍ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حَسَنَ بنَ عَلِیّ ٍ ، ءَاَدخُلُ یا مَولایَ یا حُجَّهَ اللهِ صاحِبَ الاَمرِ وَ العَصرِ وَ الزَّمانِ ، ءَاَدخُلُ یا اَیُّهَا السَّیّدُ الشَّهیدُ یا سَیّدُ اَمیرُ اَحمَدُ بنُ مُوسَی الکاظِمِ، ءَاَدخُلُ یا مَلائِکَهَ الُوَکَّلینَ بهِذَا الحَرَمِ الشَّریفِ المُبارَکِ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیکُم اَجمَعینَ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ .
××××××××××
السلام علیک یا سید السادات الاعاظم احمد ابن موسی الکاظم ع
انشالله بتونم با یاری خداوند وکمک شما عزیزان برادر بزرگوار آقا علی ابن موسی الرضا ع رو به همه عاشقان اهل بیت علیه سلام بشناسونم تا لبخندی بر چهره دلربای مهدی فاطمه سلام الله علیه نشانده باشیم
با تشکر خادم افتخاری
لینک های مفید
امکانات وب